تبلیغات
کلبه‌ی سخن

والپیپر اربعین حسینی
از حضرت امام حسن عسگری علیه السلام روایت شده که فرمودند: علامات مؤمن پنج چیز است: اقامه پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاشتن، در نماز بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

ادامه مطلب
+ نوشته شده | جمعه 6 آذر 1394 16:22 | نظرات ()

داستان کوتاه چترت را کجا گذاشتی؟
در پایان ده سال شاگردی، زنو گمان می‌کرد دیگر می‌تواند به مرتبه استادی ارتقاء پیدا کند. به همین خاطر در یک روز بارانی تصمیم گرفت به دیدار استاد معروف «نان-این» برود.
موقع ورود به خانه، استاد از او پرسید: آیا شما چتر و کفش‌هایتان را بیرون گذاشتید؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده | سه شنبه 19 آبان 1394 19:29 | نظرات ()

حرم امام حسین علیه السلام، کربلای معلی، بین الحرمین، کشور عراق
احادیثی که فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام را بیان داشته‌اند، هرچند دربیان ثواب با هم فرق دارند، لکن در یک نقطه مشترکند و آن، این که آن را برتر ازحج و یا عمره دانسته‌اند،و برخی از آنها ثواب چندین حج را برای زیارت امام حسین علیه السلام برشمرده‌اند. ما در این نوشته برخی این روایات را آماده کرده‌ایم که تقدیم شما می‌کنیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده | سه شنبه 19 آبان 1394 13:00 | نظرات ()

سخان کوتاه آیت الله صفایی حائری، جملات زیبا درباره امام حسین، سخنان عین صاد درباره عاشورا، سخنان کوتاه درباره محرم

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز، سخنانی که پیش روی شما قرار دارد، گلچین زیباترین سخنان کوتاه از آیت الله صفایی حائری (عین - صاد) در مورد امام حسین علیه السلام و محرم و عاشورا می‌باشد که از منابع مختلف جمع آوری شده است. شما می‌توانید از آنها در شبکه‌های اجتماعی و غیره استفاده کنید. امید است مورد رضایت شما قرار بگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده | یکشنبه 17 آبان 1394 13:30 | نظرات ()

موشی کوچک هر روز با ترس و وحشت به زندگی خود ادامه می‌داد. موش بیچاره با دیدن خواب گربه قدرتمند در اطراف لانه‌اش بارها از خواب با حالتی آشفته بیدار می‌شد. سرانجام موش به این نتیجه رسید که نمی‌تواند با این وضع به زندگی ادامه دهد. خوشبختانه موش با یک جادوگر برخورد کرد و با التماس از او خواست که تبدیل به یک گربه قدرتمند شود.
اما چندی نگذشت که موش گربه شده، دوباره دچار همان مشکل شد. زیرا او هنوز یک موش و یا بهتر بگوییم یک گربه ترسو بود. موش که گربه شده بود بار دیگر به ساحر التماس کرد. زیرا او هرگاه با سگ بزرگی برخورد می‌کرد، بی‌اختیار از ترس می‌لرزید. ساحر بار دیگر در خواست او را بر آورده ساخت. موش کوچک به یک سگ بزرگ تبدیل شد.
موش که حالا سگ شده بود، ببر وحشی و درنده‌ای را دید و بار دیگر از ترس و وحشت به خود لرزید. دوباره به سراغ ساحر رفت و از او کمک خواست. اما این بار جادوگر درخواست موش را رد کرد و دیگر حاضر به کمک به موش نشد.

ساحر به موش گفت: تو را به قیافه واقعی خودت تبدیل خواهم کرد. زیرا متوجه شدم سحر من در تو تاثیری نمی‌کند. من نمی توانم ترس و وحشت تو را از بین ببرم. حتی اگر بدن قدرتمندی مانند ببر به تو بدهم باز هم قلبی مانند موش خواهی داشت. مهاتما گاندی، ترجمه: محمود تفضلی،انتشارات امیر کبیر،‌ص 43


+ نوشته شده | شنبه 3 آبان 1393 08:13 | نظرات ()

صفحات :
10 1   2   3   4   5   6   7   ...