تبلیغات
کلبه‌ی سخن - چرا می ایستیم و دست بر سر می گذاریم .قسمت اول

چرا می ایستیم .

وقتی مردم در شب های جمعه در مسجد جامع جمع می شدند و دعای کمیل را می خواندند و در پایان دعای عظم البلاء[1] را و به این جمله [ یا مَوْلانا یا صاحِبَالزَّمانِ]که می رسیدند همه به پا خواسته و دست بر روی سر گذاشته سینه ای تکان می دادند .و ما هم به اقتضای بچگی مان مثل آنها رفتار می کردیم .
یا زمانی که پدرو مادرم  نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام «قائم » را می شنیدند دست از هر کاری بر می داشتند و قیام می کردند و بر محمد و آل محمد صلوات می فرستادند .
البته بعضی ها هم  صدای تلویزیون و یا رادیو را قطع می کردند و یا حتی دست بر گوشهایشان  می نهادند تا مجبور نشوند بایستند .قیام با شنیدن نام حضرت
ریشه دینی دارد  و روایاتی  برنیکویی این عمل در منابع حدیثی ما  وجود دارد .
روایت اول :روایتی است مشتمل بر داستان سفر «دعبل بن خزاعی »به خراسان و تشرف وی به محضر امام رضا علیه السلام که دعبل در آنجا قصیده ای را که درباره  ائمه اطهار سروده خدمت حضرت رضا علیه السلام مطرح می کند تا آنجا که در شعر خود به نام  حضرت صاحب الامر علیه السلام می رسد امام هشتم با شنیدن نام حضرت از جای خود بر خواسته و دست بر روی سر گذاشته و میفرماید :اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه ؛خداوندا در  فرجش  تعجیل بفرما و ظهورش را آسان بفرما.
[2]
روایت دوم :امام صادق(ع) فرموده است: «فلیقم و لیطلب من الله تعجیل فرجه؛ پس بایستد و از خدا تعجیل فرج را طلب كند»[3].

این دو روایت بر این مطلب دلالت می کنند که بر خواستن با شنیدن نام حضرت در میان ائمه علیهم السلام هم بوده  و آنها با رفتار خودشان ما را به این کار راهنمایی کرده اند که در روایت اول قیام کردن مختص لقب قائم حضرت بوده  ولی در روایت دومی اختصاص به قائم نبوده و هر موقع یادی از حضرت شود باید انسان بایستد و  ما در ادامه کامل روایت امام صادق علیه  السلام  را می آوریم
1-مفاتیح الجنان   2- منتخب الاثر ص161   3-منتخب الاثر ص640   این مطلب ادامه دارد ..



+ نوشته شده | دوشنبه 15 فروردین 1390 16:33 | نظرات ()

صفحات :
نمایش نظرات 1 تا 30