تبلیغات
کلبه‌ی سخن - كاش اینقدر دلت را نشكنم!

سرداب مقدس ،سامرا ،تشرف سید بن طاووس

آن شب حال خوشی داشتم؛ سحرگاه وارد سرداب مقدس سامرا شدم... احساس می كردم پرده از مقابل دیدگانم كنار رفته است...
از پله های سرداب پایین رفتم؛ و بالاخره به آرزویم رسیدم...
آری گوشه ی سرداب سجاده اش را پهن كرده بود و دستانش را بالا برده، قنوت گرفته بود...
دلم ریخت! خودش بود!زیر لب اینچنین زمزمه م ی كرد:
ربنا شیعنتُا مِنّا... خدای من! شیعیان ما (اهل بیت) از ما هستند...

              خلقوا مِن فاضِل طینَتُنا... از اضافه ی گِل ما خلق شده اند...

                                  وعُجِنوا بِماءِ مَحبّتِنا... گِل آنها با آب محبت ما عجین شده است...1

در ادامه چینین فرمود:خدای من! شیعیان من به اتكاء محبت من گناه می كنند...
به پشتوانه دوستی من خطا می كنند...

اما خداوندا! اینها شیعیان من هستند، در دلهایشان محبت مادرم زهرا قرار گرفته است...
خداوندا! از حسنات من بردار، از سیئات شیعیان من كم كن...

من دلم نمی آید شیعیانم در آتش بسوزند...

شیعیان اماممان این گونه است پس با اعمال نادرستمان قلب مبارکش را آزرده نکنیم .

1-شجره طوبی، ج 1، ص 3



+ نوشته شده | چهارشنبه 25 خرداد 1390 07:03 | نظرات ()

صفحات :